پشت پرده :)
-
تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 5:48
:) در این گزارش به بررسی کامل «:)» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. سلام خیلی دیر به دیر میام اینجا...
:)
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 7:05
سلامخیلی دیر به دیر میام اینجا. قصدم این بود هرروز آپ کنم وبلاگو ولی مثل اینکه نمیشه. درگیر پایان نامه ام اینروزا. کارای مغازرو انجام دادیم. الان دوماهه آقا شغلش عوض شده. بگذریم که یه سری حرفایی هم بخاطر تغییر شغل پشت سرمون هس. اینروزا فقط بی پولی احاطمون کرده . و ما دقیقا به امید درست شدنه همه چی د...
پوووووف چ فاز سنگینی
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 2:15
دیشب باگریه خوابیدم .جامم از اقا جدا کردم. یهو نصف شب دیدم داره صدام میکنه. - : ه.... + : ..... - : ه..... + : بله . - : پاشو بیا سرجاتxa0 + : ....... - : پاشو بیا اذیتم نکنxa0 + : ..... - : پاشو بیا بدون تو خوابم نمیبره xa0منم بعده ده دیقه رفتم با غرغر سرجام. صبم بوسم کرد رفت منم فقط گفتم بسلامت ال...
دردناک
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 10:21
وقتی عاشق هم شدیم هیچ یادمان نبود شاید روزی دل هم را بزنیم مثل شکلات تلخی که بعدش هر چی میخوری تلخیش از دهنت نمیرود. کسی چه میدانست ممکن است آنقدر از هم ناراحت و عصبانی شویم که تو خودت را بزنی و من خودم را فحش دهم؟xa0 ولی باز هم وسط آن دعوا و خودزنی و فحاشی من دستت را گرفتم که کمتر صدمه ببینی و توبغ...
4x
-
تاریخ: 1395/6/20 ساعت: 11:30
روز پنجشنبه آقا گفت بریم احمد اباد گوشیارو نگاکنیم منم کلی ذوق کردم .رفتیم کلی گوشیارو نگا کردیم و مقایسه کردیم مشخصاتشو .... رو . و بالاخره گوشی خریدیم .هووووراااااا و من یه عالمه خوشال شدم.البته فکرکنم آقا دوس داشت دقبقا شب سالگرد ازدواجمون بخره.ولی چون من همش دوس داشتم زودتر گوشی داشته باشم زودتر...
جمعه
-
تاریخ: 1395/6/18 ساعت: 9:08
خداروشکر فردا جمعس.ایشاا...راحت میخوابم:u200f)u200f پ.ن:چه بیسکوئیت بی مزه ای:/
75
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:42
حاجی بردن با باختش قشنگه، xa0سوختن با ساختش قشنگه، خوب درکنار بد قشنگو ، مسئله با حل راش قشنگه... استاد صادق...
76
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:42
از دنبال کار گشتن دیگه خسته شدم.دیگه دنبالش نمیگردم. امروز از دست آقا بشدت ناراحت شدم.اینقدر زیاد که تو اتوبوس گریه کردم.
77
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:42
همیشه یه جوری زندگی کن که اگه مثلا یهوافتادی مردی و خواستن گوشیتو چک کنن بعدش نگن سگ تو روحت، بگن خدابیامرزدش :دی
نمیدونم چند
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:42
خونه عزیز صادق روضس.منم ازصبح اومدم دارم کمک میکنم. قرارمصاحبه داشتم ساعت 5ونیم که کنسل شد. خیلی اعصابم داغون شد.اه
کار کار کار بر وزن قار قار قار
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:42
امروز رفتیم با آقا خیابون سناباد واسه دیدن محیط کار آشناشون. قرارشد ازفردا چند روز آزمایشی برم. خیلی خیلی خیلی استرس دارم.همیشه هرکاری میخوام انجام بدم اولش خنگم.بیش از حد خنگ.خداکنه از پسش بربیام. امروزم یه سوتی دادم که استرسمم بیشتر شد.xa0خدایا هلپ می لطفن.
آدم هایی باحال متغیر
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:42
بعضی آدم هارا نمی فهمم. گاهی آنقدر مهربانند که شیرینی اش دل زده ات میکند و گاهی آنقدر تلخ که روی شکلات98در صد کم میشود. بهتراست به اینگونه آدم ها کاری نداشته باشید.
کار
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:41
از روز پنجشنبه تو یه دفتر فنی مهندسی مشغول به کارشدم
عجل
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:41
امروز تو راه دفتر سرصبح نزدیک پارک ملت یه نفر تصادف کرده بود و مرده بود. قشنگ جنازشو دیدم. پ.ن: مثل اینکه یکی از دوستای آقا بوده.الان فهمیدیم.
سوتی
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:41
امروز سرکار خیلی سوتی دادم.خیلی. پ.ن:پسری با پیرهن چارخونه و هندزفری به گوش و باقیافه ای درحد زار زار گریه.
مرسی
-
تاریخ: 1395/6/17 ساعت: 2:41
ماه دیگه اگه خدابخواد قراره گوشی بخرم. دلم خیلی برای آقایی میسوزه.خودش کلی چیزی لازم داره اما میخواد واسه سالگردمون از پس اندازش یه گوشی خوب بخره. آقایی دوست دارم.ممنونم واسه همه چی.